جدی تر از جنگ
دراین جنگ نرم،کافی است هواداران جبهه حق بیدار باشندو بیکار ننشینند؛ چراکه زبان حق همیشه مؤثرتراز زبان باطل است. مقام معظم رهبری(دام ظله)

من می­خواهم عرض بکنم به جوانان عزیزمان، جوانهاى انقلابى و مؤمن و عاشق امام، که حرف می­زنند، می­نویسند، اقدام می­کنند؛ کاملا رعایت کنید. اینجور نباشد که مخالفت با یک کسى، ما را وادار کند که نسبت به آن کس از جاده‌ى حق تعدى کنیم، تجاوز کنیم، ظلم کنیم


تقوا، درس جاودانه‌ى امیر مؤمنان است. اگر شما به نهج‌البلاغه مراجعه بفرمایید، ملاحظه خواهید کرد که هیچ دستورالعمل و توصیه‌یى در این کتاب عظیم به قدر تقوا تکرار نشده است. تقوا در واقع یکى از بلندترین فصول زندگى عملى امیرالمؤمنین و تعالیم زبانى آن بزرگوار است. تقوا یعنى مراقبت از خود. انسان دائم باید مراقب خود باشد؛ هم مراقب اعمال و رفتار خود - یعنى مراقب چشم خود، زبان خود، گوش خود، دست خود - هم مراقب دل خود باشد؛ مراقب عدم نفوذ خصال پست حیوانى، مراقب عدم میل دل به هوى و هوس، مراقب مجذوب و فریفته نشدن دل به جلوه‌هاى پست کننده‌ى انسان، مراقب حسد نورزیدن، مراقب بدخواه دیگران نبودن، مراقب وسوسه به دل راه ندادن، دل را جایگاه فضایل و ذکر خدا و عشق به اولیاى الهى و عشق به انسانها قرار دادن؛ هم تقواى فکر و عقل داشته باشد؛ یعنى عقل را از انحراف نگهداشتن، از خطاها و لغزشها باز داشتن، از تعطیل و بیکارگى نجات دادن، و خرد را در امور زندگى به کار بستن. پس مراقبت دائمى از جوارح، از دل و از فکر و مغز، تقواست. (28/05/1384)

آیه می­فرماید: «و لا یجرمنکم شنئان قوم على الا تعدلوا»؛ یعنى احساسات بر شما غلبه نکند؛ دشمنى‌ها - حالا آیه‌ى شریفه دشمنى را گفته است، دوستى هم همین جور است - در حکم شما و قضاوت شما تأثیر نگذارد و شما را از جاده‌ى عدل منصرف نکند؛ «اعدلوا هو اقرب للتقوى». تقوا یعنى همان مراقبت؛ مراقبت از خود، مراقبت از مسیر، مراقبت از در نیفتادن و دچار نشدن به مشکلات. میفرماید: اینجورى است که شما از چنگ مشکلات رهائى پیدا میکنید؛ اینجورى است که در این کارزار عجیب و غریب، میتوانید راه را درست طى کنید و بدون آسیب جلو بروید؛ «اعدلوا هو اقرب للتقوى». (07/04/1389)

تقوا در مسائل شخصى یک حرف است؛ تقوا در مسائل اجتماعى و مسائل سیاسى و عمومى خیلى مشکلتر است، خیلى مهمتر است، خیلى اثرگذارتر است. ما نسبت به دوستانمان، نسبت به دشمنانمان چه میگوئیم؟ اینجا تقوا اثر می­گذارد. ممکن است ما با یکى مخالف باشیم، دشمن باشیم؛ درباره‌ى او چگونه قضاوت می­کنید؟ اگر قضاوت شما درباره‌ى آن کسى که با او مخالفید و با او دشمنید، غیر از آن چیزى باشد که در واقع وجود دارد، این تعدى از جاده‌ى تقواست. آیه‌ى شریفه‌اى که اول عرض کردم، تکرار میکنم: «یا ایها الذین امنوا اتقوا الله و قولوا قولا سدیدا». قول سدید، یعنى استوار و درست؛ اینجورى حرف بزنیم. من می­خواهم عرض بکنم به جوانان عزیزمان، جوانهاى انقلابى و مؤمن و عاشق امام، که حرف می­زنند، می­نویسند، اقدام می­کنند؛ کاملا رعایت کنید. اینجور نباشد که مخالفت با یک کسى، ما را وادار کند که نسبت به آن کس از جاده‌ى حق تعدى کنیم، تجاوز کنیم، ظلم کنیم؛ نه، ظلم نباید کرد. به هیچ کس نباید ظلم کرد. (14/03/1389)

در این سیاست‌‌‌‌‌ورزى، امیرالمؤمنین یکى از خصوصیاتش این است: از مکر و فریب دور است. در یک جمله‌‌‌‌‌اى از حضرت نقل شده که: «لو لا التقى لکنت ادهى العرب»؛(2) اگر تقوا دست و پاى مرا نمى‌‌‌‌‌بست، از همه‌‌‌‌‌ى آحاد و مکاران عرب، مکر و حیله را بهتر بلد بودم. یک جاى دیگر در مقام مقایسه‌‌‌‌‌ى معاویه با خودش - چون معاویه به دهاء و مکر در حکومت معروف بود - به حسب آنچه که نقل شده، فرمود: «والله ما معاویة بأدهى منى»؛(3) معاویه از من زرنگتر نیست. منتها على چه کند؟ وقتى بناى بر رعایت تقوا و رعایت اخلاق دارد، دست و زبانش بسته است. روش امیرالمؤمنین این است. تقوا که نبود، دست و زبان انسان باز است، می­تواند همه چیز بگوید، خلاف واقع می­تواند بگوید، تهمت می­تواند بزند، دروغ به مردم می­تواند بگوید، نقض تعهدات می­تواند بکند، دلبستگى به دشمنان صراط مستقیم می­تواند پیدا کند. وقتى تقوا نبود، اینجورى است. امیرالمؤمنین میفرماید: من سیاست را با تقوا انتخاب کردم، با تقوا اختیار کردم؛ این است که در روش امیرالمؤمنین، مکارى و حیله‌‌‌‌‌گرى و کارهاى کثیف و این چیزها وجود ندارد؛ پاکیزه است. (20/06/1388)

تغییرات را غالباً انسان حس نمی­کند. تغییراتى به وجود مى‌آید، نمی­فهمیم. خیلى از این بى‌توجهى‌ها در نهایت به ضررهاى بزرگ منتهى می­شود. فرض بفرمائید که یک رونده‌اى در راهى دارد حرکت می­کند، غفلت میکند، یک زاویه‌ى پنج درجه‌اى، ده درجه‌اى به وجود مى‌آید. انسان هیچ متوجه نیست. پنج درجه زاویه، چیزى نیست که انسان را به خودش متوجه کند. بعد هر چه که در این جهت حرکت میکند، هى فاصله‌ى او با همین پنج درجه - اگر این پنج درجه به ده درجه و پنجاه درجه هم نرسد، همین طور پنج درجه باشد - و شکاف بین او با این خط صحیحى که باید از آن حرکت می­کرد، بیشتر میشود. یک وقت انسان به خود مى‌آید، مى‌بیند اى بابا، چه فاصله‌ى عمیقى به وجود آمده. اینکه میگویند تقوا، براى همین است. تقوا یعنى لحظه به لحظه خود را پائیدن، خود را مواظبت کردن؛ انسان حواسش جمع باشد که چه کار دارد می­کند. این نمازى که روزى پنج بار براى ما معین شده است، واقعا از بزرگترین نعمت­هاى خداست. اگر این نماز نبود، ماها خیلى در غفلت غرق می­شدیم. این نماز، ما را به خود مى‌آورد. آن وقت اقتضاء می­کند که پس نماز را درست و با توجه بخوانیم. اگر نماز با توجه خوانده شود، این کمک می­کند به اینکه انسان متوجه خودش باشد. (17/01/1389)

علاج دنیاپرستى را هم امیرالمؤمنین در خطبه‌ى متقین بیان فرموده است: «عظم الخالق فى انفسهم فصغر ما دونه فى اعینهم». علاج دلبستن و مجذوب شدن به دنیا این است که انسان تقوا پیشه کند که از خواص تقوا یکى همین است که «عظم الخالق فى انفسهم»؛ خدا در دل انسان، در جان انسان آنچنان جایگاهى پیدا می­کند که همه چیز در نظر او کوچک میشود. این مقامات دنیوى، این اموال، این زیبائى‌ها، این جلوه‌هاى زندگى مادى، این لذت­هاى گوناگون در نظر انسان حقیر می­شود و بر اثر عظمت یاد الهى در دل انسان، اهمیت پیدا نمی­کند. از خصوصیات تقوا همین است. (30/06/1387)

آیه‌ى قرآن به ما می­فرماید که: «و لو ان اهل القرى امنوا و اتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء و الأرض»؛ ایمان و تقوا که باشد، برکات آسمان و زمین جارى خواهد شد. برکات آسمان، همان فتوح معنوى است، همان رحمت الهى است، همان تقرب الى‌الله است، همان استغفار ملائکه‌ى آسمان و حمله‌ى عرش براى بندگان خدا در روى زمین است. برکات ارض، یعنى همه‌ى آنچه که به زندگى زمینى انسان ارتباط پیدا می­کند؛ یعنى آزادى، یعنى رفاه، یعنى استقلال، یعنى امنیت، یعنى سعه‌ى رزق، سلامت بدن و از این قبیل. اگر ایمان و تقوا باشد، هم آن برکات و هم این برکات براى بشر وجود دارد. این، اسلام است. (14/02/1387)

پروردگارا! ما را در راه تقوا و پرهیزگارى - که درس بزرگ امیرالمؤمنین بود - پایدار قرار بده. (30/06/1387)

[ جمعه ٢۸ آذر ۱۳٩۳ ] [ ۱۱:۱۳ ‎ب.ظ ] [ ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

انتقاد، مخالفت، بیان عقاید با جرأت، هیچ اشکالى ندارد؛اما دور از هتک حرمت‌ها و اهانت‌ها و فحاشى و دشنام و این چیزها. همه هم در این زمینه مسئولند. فضاى هتک حرمت، هم خلاف شرع است، هم خلاف اخلاق است، هم خلاف عقل سیاسى است. ( مقام معظم رهبری )
امکانات وب